ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1100

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

هنگام قران از لحاظ قوت و مزاج آن فزونى مىيابد تا موافقت در طبيعت يا كمبودش از آن شناخته شود و به تضادى كه در آن هست پى ببريم سپس اگر قواى مفرد آن را بشناسيم ، آنگاه بقواى مركب آن هم پى خواهيم برد و اين هنگام تناظر آن باشكال تثليث و تربيع و جز آنهاست و شناختن آن نيز از ناحيهء طبايع بروج بقياس كردن آنها به نيّر اعظم ( خورشيد ) است و هر گاه قواى كليهء ستارگان را بشناسيم در خواهيم يافت كه قواى مزبور در هوا مؤثر است چنان كه اين امر آشكار است . و مزاجى كه از آن براى هوا حاصل مىشود براى مخلوقات پائين آن نيز حاصل ميگردد و نطفه‌ها و تخم‌ها بدان متخلق ميشوند و در بدن موجودات تكوين‌شوندهء از آن و نفس متعلق به بدن حالى مىگردد [ 1 ] ، نفسى كه بر بدن فيض بخش است و از آن كسب [ كمال ] [ 2 ] مىكند و نيز آن مزاج در احوالى كه تابع نفس و بدن ميباشند تأثير مىبخشد زيرا كيفيات تخم و نطفه موجوداتى هستند كه از آنها توليد ميشوند و بوجود مىآيند » و نيز گويد : « و آن مزاج با همهء اينها ظنى است و بهيچرو از امور يقينى بشمار نميرود و هم از قضاى الهى يعنى قدر نيز محسوب نميشود ، بلكه از جملهء اسباب طبيعى مخلوق بشمار ميرود . و قضايا سرنوشت الهى بر هر چيزى سبقت دارد . چنين است خلاصهء سخن بطلميوس و اصحاب وى . و اين سخنان نص نظريات اوست كه آنها را در كتاب چهار ( اربع ) و ديگر تأليفاتش ياد كرده است و از اين سخنان سستى اصولى كه اين صناعت بر آنها بنيان نهاده شده است آشكار ميگردد ، زيرا علم يا ظن به كائنى از علم به كليهء اسباب آن مانند فاعل و قابل و صورت و غايت بدست مىآيد چنان كه در موضع خود بيان شده است . در صورتى كه قواى نجومى بر حسب مسائلى كه بيان كرده‌اند تنها فاعل ميباشند و قسمت عنصرى قابل ( پذيرنده ) است گذشته از اين قواى نجومى بجمله آن علل ( چهارگانه ) مؤثر نيستند ، بلكه در اينجا قواى ديگرى است كه با آنها در جزء مادى مؤثر است مانند قوهء توليدى كه مخصوص به پدر است و

--> [ 1 - ) ] در تمام نسخ حال بىتشديد است . [ 2 - ) ] از « پ » .